با بهره گرفتن از یک اتحاد جمعی از مرزبندی های اجتماعی جلوگیری شود
با بهره گرفتن از یک اتحاد جمعی از مرزبندی های اجتماعی جلوگیری شود
سیاست های کلان حکومتی و حتی حزبی و محلی باید حول جمع کردن تمام اقشار جامعه در حوزه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دور هم‌ باشد تا با بهره گرفتن از یک اتحاد جمعی و تعلق خاطر درونی تمام‌ جامعه‌ از مرزبندی های اجتماعی (تفرقه و چند دستگی) جلوگیری کند.

یاسر نظری چگنی، پژوهشگر مسایل سیاسی اجتماعی لرستان طی یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری گفتار ما ۲۴ قرار داده است، نوشت: رقبا منظور همان اقشار مختلف جامعه است که با دین، مذهب، عقاید و گویش های مختلف در کنار هم در حال زیست اجتماعی هستند.سیاست های کلان حکومتی و حتی حزبی و محلی باید حول جمع کردن تمام اقشار جامعه در حوزه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دور هم‌ باشد تا با بهره گرفتن از یک اتحاد جمعی و تعلق خاطر درونی تمام‌ جامعه‌ از مرزبندی های اجتماعی (تفرقه و چند دستگی) جلوگیری کند.اما یک پرسش همیشه مطرح می باشد که آیا برای جلوگیری از مرزبندی های قومی؛نژادی و مذهبی فقط دولت باید نقش آفرینی کند؟جواب خیر است.تمام افرادی که در یک جامعه مشغول به زندگی در کنار یکدیگر هستند را باید نیروهای اجتماعی تلقی کرد که برای اداره کردن بهتر جامعه و‌ حرکت به سوی تبدیل شدن به یک جامعه ی واحد باید میل به یکی شدن و حکمرانی های ذهنی دسته ای را از میان بردارند.تلاش های جمعی برای جلوگیری از مرزبندی های کاذب و تفرقه انگیز خواست جوامع مترقی می باشد که به دنبال آن هستند به دور از دسته بندی های نژادی و فرار از رسومات کهنه و تفرقه انگیز محلی مسیر مسالمت آمیز زندگی و تحقق مطالبات انسانی خود را پیدا کرده و‌ از طریق مکانیسم اعمال دوستی و محبت به خواست خود که همان زیست بدون نگاه های منفعلانه دسته ای و فرقه ای می باشد رسیده اند.دولت و یا خود حکومت باید با راهبردهای همه نگری و به دور از قشری نگری جامعه را اینگونه تعریف نماید که؛این جامعه عرصه و محل دستیابی منافع آحاد مردم با هر نژاد و زبانی است که در حال زیست در آن هستند و اما نکته مهم این است که دستگاه های حکومتی و حتی محلی نباید فرهنگ های مختلف اقوام و یا مذاهب را با زندگی اجتماعی گره بزنند و آنها را به جبر وادار به اجرا و‌ یا نفی عقاید و اعمال مد نظر خود نمایند؛ بعنوان مثال نباید یک مسیحی را وادار به تبعیت از افکار شیعی نماید و با همینطور بلعکس.

در عصر حاضر که دنیای مدرن و توسعه نامیده می شود تحت هیچ شرایطی نباید با توجیهات عوامانه و متعصبانه توسعه را متاثر از اجرایی کردن و یا نکردن سنت ها و یا رسومی خاص معنا کنیم و خلقیات قبیله ای و نژادی را در انجام کارهای جمعی دخیل کنیم چرا که نتیجه این کارهای سلیقه ای چیزی جز مرزبندی و نگاه برتر بینی میان اقوام و مذاهب نخواهد بود.اما یک وقایع و رویدادهای اجتماعی وجود دارد که باید برای جلوگیری از تفرقه و جدایی مردم از هم، اجازه انجام و‌ برگزاری این رسومات یا سنن داده شود.می توان از این رخدادهای اجتماعی تحت عنوان وقایع استثنایی هم نام برد؛ بعنوان مثال برگزاری مراسمات عزاداری و یا شادی در بین اقوام، مذاهب و نژادها متفاوت است پس نیابد با اعمال قانون های کلی نگر مانع آنها شویم که همین حرکات باعث جدایی و دسته بندی های نژادی خطرناک می شود.باید با هم گام شدن با علوم اجتماعی در تمام دنیا سعی در مداخله اثرگذار تمام جنبش های اجتماعی در لوا و سایه احترام به قانون اساسی داشته باشیم تا از ظهور مباحث سیاسی تفرقه انگیز که برنامه اصلی دشمنان است جلوگیری کنیم.
در پایان ذکر این نکته ضروری است که اگر دولت و قوای دولتی و حکومتی اقتدار لازم برای وضع قوانین و اجرای آنها برای متحد سازی جامعه را نداشته باشند چندان نمی توان امیدوار بود که تعارض ها و تضادهای بین اقشار مختلف جامعه که با نژادهها، قومیت ها و زبان های مختلف مختص به خود در حال زندگی هستند کنار گذاشته شود.