‍ ریشه شناسی چند واژه بر پایه گویش و فرهنگ لری بالاگریوه ای
‍ ریشه شناسی چند واژه بر پایه گویش و فرهنگ لری بالاگریوه ای
خیلی از اسامی مرکب و واژگان در گذر زمان و در فراگرد دگرش زبان آنچنان تغییر می یابند که مردمان نسلهای بعد گرچه کاربرد آن را می شناسند لکن درکی از ترکیب آن ندارند.

کیانوش بابایی، فعال اجتماعی طی یادداشتی که برای گفتار ما ۲۴ ارسال کرده است، نوشت: “پگاه، کُمال آو، تییه، دشمن” «پگاه» در ادبیات ملی ما، «پگاه» اغلب به معنای صبح و صبح زود، به کار می رود اما وجود اصطلاح « پِی یَه » (پِگه) در فرهنگ بالاگریوه، نشانی دیگر از این واژه به ما می دهد.
در فرهنگ بالاگریوه «پِی یه» غالبا به دقایق و اوقات کوتاه قبل از غروب کامل آفتاب که هنوز هوا آنقدر روشنایی دارد که بتوان «پی» کسی یا کاری رفت اطلاق می شود و «گاه» هم که در اینجا پسوند اسم زمان است.
بنابراین به گمان حقیر، پگاه از دو جزء «پی» و «گاه» تشکیل شده است یعنی موسمی که هنوز هوا آن اندازه روشنایی دارد که بتوان پی کاری یا کسی رفت.
«کُمال آو» این اسم مرکب از سه جزء کُ+مال+آو(کوه+مال+آب) تشکیل گردیده و در فرهنگ بالاگریوه به سیلاب و آبهای تند ناشی از بارش باران که خرده چوب و شاخ و برگ درختان پوسیده را با خود به همراه می آورد کُمال آو گفته می شود.
جزء دوم این اصطلاح یعنی «مال» از فعل مالیدن می آید که در فرهنگ بالاگریوه به معنای ساییدن ، کَندن و «از جا کندن» و «با خود بردن» است.
بنابراین «کُمال آو» به معنای آبی آنچنان تند و سنگین است که می تواند کوه را از جا بکَنَد و یا از کوه بِکَنَد.
«تییه» در بالاگریوه ای تییه به معنای چشم است این واژه احتمالا صورت و ریختی از واژه «دیده» باشد.
تلفظ واج «ت» به جای واج «د» در بالاگریوه ای و سایر گویشهای پارسی دارای نمونه است مانند «گفت» در بالاگریوه ای که اغلب «گُود» تلفظ می شود.
ایمان گودت پیش آ وان کفر گود پس رو(مولوی).
ایمان به تو گفت پیش آ و آن کفر گفت پس رو.
همچنین «د» که اغلب «ی» تلفظ می گردد مانند «بوده» یا «بیده» که به صورت «بییه» تلفظ می گردد.
بنابراین «دیده» ، «دییه» و «تییه» را می توان حاصل یک دگرش تاریخی در روند ساده‌سازی زبان دانست و البته معکوس فرایند مذکور هم متصور است که در این صورت باید «تییه» را ریختِ کهنتر «دیده» به شمار آورد.
«دشمن» اغلب فرهنگ پژوهان دشمن را ترکیبی از دو جزء دش+من دانسته اند و دُش را به معنای ضد و بد تعبیر کرده اند.
در بالاگریوه ای دُش یا دِش به معنای تحریک کردن کسی به ضدیت با دیگریست.(دُش دادن)
همچنین دُش در واژگانی چون دُشخوار(دشوار) که از دو جزء دش(ضد) و خوار(آسان) و دشنام همین معنا را می دهد.
دِژ یا دُژ نیز ریختی دیگر از دش است که واژگانی چون دژخیم از آن ساخته شده اند…
پ.ن:
خیلی از اسامی مرکب و واژگان در گذر زمان و در فراگرد دگرش زبان آنچنان تغییر می یابند که مردمان نسلهای بعد گرچه کاربرد آن را می شناسند لکن درکی از ترکیب آن ندارند.
کُمال آو از این دست واژگان است که در زمینه ترکیب آن از افراد زیادی از مردم بالاگریوه پرسش نمودم و جوابی برای آن نیافتم با اینکه این اصطلاح خاصِ مردم بالاگریوه است…و پس از تامل فراوان در مورد آن به نتیجه بالا رسیدم.
بنابراین هیچ واژه و اصطلاحی را نمیتوان بی ریشه و مَن درآوردی دانست…

print